دبیرخانه راهبری درس تاریخ استان سیتان وبلوچستان مستقر در شهرستان سراوان
فراخوان مقاله با موضوع استان شناسی
اطلاعات تاریخی و باستانی سراوان
سَراوان از شهرهای استان سیستان و بلوچستان است.
محل کنونی شهر سراوان تا پیش از سال ۱۳۰۵ خورشیدی روستایی بوده به نام شستون.
در محلی به نام داورپناه در سراوان، کوهی به نام مهرگان وجود دارد که پیش از اسلام محل انجام مراسم نیایش به اهورامزدا بوده است.
قدیمیترین مسجد مکران در این شهر ساخته شده است.
تاقبل ازدوران قاجاریه درهیچ یك ازمتون وروایات تاریخی نامی از سراوان دیده نمی شود.بلكه ازاین محل بنام ((شستون)) و ((شستان)) و در برخی ازمتون و اسناد بنام ((سرابستان)) و ((سرستون)) نیز یادشده است. بخشان وسرجو نیز از بخشهای مهم واصلی سراوان اولیه یا شستون بوده كه از میان بخشان بخاطر دارا بودن قلعه دوره اسلامی وتپهای پیش از تاریخ وتپه دوران تاریخی از اهمیت فراوانی در تاریخ سراوان برخورداراست.
شهرستان سراوان از سه بخش عمده اصلی ((شستون)) و ((بخشان)) و دیگری ((دزك)) تشكیل شده بود. ((شستون)) همانطور كه ذكر ان رفت درمركز شهر فعلی سراوان و((بخشان))در ابتدای جاده ورودی غربی شهر دزك در حدود 3 كیلومتری شرق شهر سراوان و در حومه آن قرار گرفته است.
دراین میان ((دزك)) كهن ترین نامی است كه در متون مورخین و جغرافیدانان فارسی و عرب قرون نخستین اسلامی خصوصا از سده چهارم و پنجم هجری به بعد دیده میشود و نام دزك و جالق (جالگ) به عنوان مهم ترین آبادی های بلوچستان این زمان در كنار اسامی اماكنی همچون بمپور (بربور یا بنبور) و فهرج (بهره یا فهل فهره) ایرانشهر كنونی وتیز یا خواش یا خواص... آورده شده است. از قرون اولیه اسلامی به بعد دزك از مهمترین مراكز سكونی سراوان فعلی بشمار میرفته ولی در حال حاضر دزك نام روستایی است زیبا و آباد در3 كیلومتری شرق سراوان فعلی كه از زمان كشته شدن سرهنگ باقر داور پناه در سال 1307 در نبرد قلعه دزك بدان روستای ((داور پناه)) نیز اطلاع شده است. ولی نام دزك در حال حاضر نیز میان سالمندان بلوچ وخصوخصا ساكنان شرقی ونواحی مرزی شهرستان سراوان وحتی در ان سوی مرز وكشور پاكستان تمامی شهر كنونی سراوان را بنام دزك میشناسند دراین روستا درحال حاضر ((قلعه بزرگ دوره اسلامی )) و ((مسجد جامع)) كهنی وجود دارد . دزك نه تنها در دوران اسلامی بلكه از دوران پیش از تاریخ نیز از جمله مهمترین سكونتگاهها و مراكز استقراری ساكنان اولیه این ناحیه در هزاره دوم وسوم قبل از میلاد بوده است .در حد فاصل كوه مهرگان وروستای فعلی دزك كه حدود چهار كیلومتر طول دارد ودرشرق شهر سراوان قرار دارد قسمتی از اراضی دزّك قدیم است. كه آثار ارزشمندی از تاریخ گذشته این ناحیه را در خود نهفته است.
سنگ نگاره های سراوان
رشته کوههای سیاهان :
قبل از پرداختن به معرفی سنگ نگاره های بعدی شناسایی شده در منطقه ابتدا نظر به اهمیت این سلسله جبال وتوجه به این نکته که نقوش غالبا بر سینه صخره های این رشته کوه نقش بسته لازم بنظر می رسد مقدمتا به توضیحی مختصر پیرامون این رشته کوه بپردازیم.
رشته کوههای سیاهان از یک سو از ناحیه سرحد بلوچستان وحوالی تفتان شهرستان خاش بنام کوههای مورپیش وگزور شروع شده ودر ادامه مسیر به صرف مشرق از شمال شهر سراوان گذشته ودر ناحیه مرزی «کوهک» از مرز شرقی ایران خارج وبه کشور پاکستان بنام سبزکوه در حوالی شهر پنج گور وارد شده این رشته کوهها پس از عبور از شهر کویته با مرتفع ترین قله آن بنام بزگوه بنام کوههای سلیمان شناخته می شود.
در میان رشته کوههای سیاهان در فاصله حدود 10 کیلومتری شمال شهر سراوان دره های متعددی به اسامی گوناگون وجود دارد که اکثر قریب به اتفاق آنها دارای نگار کنده هایی می باشند که بصورت گذری به معرفی چند محل شناسایی شده می پردازیم.
دره کندیک نام یکی از دره های رشته کوههای سیاهان در 9 کیلومتری شمال شهر سراوان می باشد که پس از طی 8 کیلومتر جاده خاکی از شمال سراوان به دامنه وکوهپایه های سیاهان می رسیم در ادامه مسیر حدود یک کیلومتری به روستای کندیک رسیده که در آنجا چند خانوار در داخل لوگ هایی از چوب وحصیر رندگی می کند اینان عشایر وکوچ نشینانی بوده اند که در چند ساله اخیر یکجانشین شده اند در این محل اولین نقوش ظاهر می شودهر چند که برخی بسیار متاخر می باشند ودارای اصالتی چندان نمی باشند خود کندیک در زبان بلوچی از لعنت کندن وکنده شدن می آید.
پس از طی حدود 900 متر در امتداد شمالی دره معبر به دو قسمت تقسیم شده ودر هر کف این قسمت از دره تدریج آب نمایان می شود در ادامه مسیر از معبر سمت راستی پس از طی حدود 500 متر در پیچ وخم دره تعدادی نقوش متعدد انسان واسب وسوارکار وبزکوهی با شاخهای بلند دیده می شود که در یکی از آنها انسانی سوار بر اسب وانسانی دیگر میانه تصویر بصورت محو دیده می شود.
در یک تصویر وصحنه دیگر انسانی در حالی که سگش در کنارش ایستاده مشغول شکار بز کوهی می باشد در روزگاران گذشته به سبب وجود آب فراوان وآبشخوری مناسب برای حیوانات این دره ها را تبدیل به محل خوبی برای شکار حیوانات مختلف نموده است.
این محل نیز در فاصله حدود 12 کیلومتری شمال شهر سراوان ودر ادامه همان دره کندیک واقع شده است در ادامه راهپیمایی در داخل دره کندیک پس از طی مسافتی حدود یک ربع ساعت به محلی می رسیم که دره درآن قسمت بسیار تنگ تر وکم عرض تر می شود وعرض آن به حدود 5/2 متر می رسد.
این دره را به واسطه وجود نقوش خاص به دره شیر وپلنگان معروف شده چرا که در میان این مجموعه نقش یگ حیوان درنده همانند پلنگ یا شیر با دمی بلند وافراشته دیده می شود.
بر روی صخره ای در ارتفاع 5 متری نقوش کم رنگ ومحو چهار انسان دیده می شود که در این میان نقش انسان نفر دوم از سمت راست دارای وضوح بیشتری است بنظر می رسد این چهار نفر بدنبال هم در حال دویدن یا اجاری مراسم خاص می باشند در طرح شماره 6 در سمت راست دره ( بطرف شمال ) نقش انسانی دیده می شود که بزی را شکار کرده وگردن آن را گرفته ودر حال کشیدن آن با خود است.
در سمت چپ دره صحنه اصلی در ارتفاع حدود 14 متری دیده می شود که با توجه به ارتفاع بسیار زیاد آن وعدم دستیابی آسان به آن متاسفانه امکان تهیه تصاویر خوبی از ان خصوصا از جزئیات نقوش مهیا نشد.
در این صحنه مجموعه ای از نقوش انسانی وحیوانات دیده می وشد انچه در ابتدا توجه را بدان معطوف می دارد همانا عدم یکپارچگی در صحنه کلی ونقوش پراکنده ومتنوع در ان است که نشان می دهد که در کنار نقوش کهن ، نقوش جدیدی به تناوب ترسیم نموده اند از جمله نقوش اولیه وقدیمی ان گله ای از بزهای وحشی با شاخها وبدن کشیده ( هفت بز) ویک نقش انسانی در کنار انها می باشد ونقوش جدید تری به تدریج به این صحنه اضافه شده که از ان جمله می توان به نقوش انسان بصورت برهنه با بدن کاملا مثلثی شکل ، نقش دو پنجه دست انسان نقش حیواناتی همانند سگ ( یاشیر وپلنگ ) ویا نقش دو شمشیر وعبارات وکلماتی همچون ا... ونادر اشاره نمود که جزئیات نقوش اولیه ومحو آن مطالعه دقیقی را طلب می نماید.
یکی دیگر از دره های کوههای سیاهان که در حدود 18 کیلومتری شمال غربی شهر سراوان واقع شده دره دار ساوات می باشد دار ساوات به معنای سایه بان یا محل سایه دار است وبه دره ای گفته می شود که دارای گذرگاهی است خیلی تنگ که آفتابگیر نباشد.
دریکی از دره های کوههای شمالی سراوان بنام کیشیگان ( از کوههای سیاهان ) پس از طی حدود 2 کلومتر در داخل دره راه به دور شاخه تقسیم شده که یک راه آن ( سمت راس ) به محلی بنام دار ساوات وراه دیگر سمت چپ به محلی بنام کیشیگان منتهی می گردد.
در ابتدای همین دو راهی بطرف دار ساوات در سمت راست دره نقوشی انسانی وحیوانی دیده می شود که شاید بتوان نقوش این دره را نقوش چوپانی قلمداد نمود در این صحنه که بر روی سطح نسبتا هموار صخره در پای کوه ونزدیک کف دره نقش هشت انسان ، سه شتر ، سه بز کوهی ویک حیوان ( احتمالا سگ )وچند نقش نا مشخص دیگر دیده می شود بعضی از این نقوش همانند نقش انسانی که هر دو دست خود را بلند کرده وبالای سر برده در بالای صحنه نقش شده که از نقوش بسیار جدید محسوب می گردد . در زیر پای این نقش یک شتر وسواری بر پشت ان دیده می شود می توان گفت که به نوعی حکاک ان عص سعی نموده است ب کوچک یا بزرگ تصویر کردن انسانها وحیوانات دوری ونزدیکی آنها را مجسم سازد وبه نوعی پرسپکتیو بکار برده است این گونه نقوش را که چندان اصیل وکهن بنظر نمی رسند غالبا شبانان وچوپانان ترسیم نموده اند غالبات نقوش نشان دهنده صحنه هایی از زندگی روزمره آنان است ودیگر اجرای جدید اینگونه نقوش می باشند که این قبیل نقوش علاوه بر موضوع ومحتوا از نظر اجرایی نیز نو وتازه اجرا شده بنظر می آید در بخشی از نقوش که قسمتی از جزئیات محسوب می شود احتمالا شبانی با چوب دستی در کنار گله دیده می شود ونیز انسانی که دستهای خود را بر پشت بزی گذاشته وآن را به سمت جلو هدایت می کند ودر افق در پشت سر وی نیز دو نفر دیگر به انداز ای کوچکتر در فاصله دورتر دیده می شوند.
در مرکز نقش حیوانی که احتمالا با توجه به گوشها ودم کوتاه ان می بایست از درندگان گوشتخوار باشد ودر سمت راست نقش یک بز ویک نفر در پشت سر آن دیده می شود دو شتر دیگر بصورت منفرد که در گوشه های صحنه وجود دارند پنجه دست انسانی نیز از نقوش جدید اضافه شده به صحنه اصلی محسوب می گردد.
بعد از دو راهی وطی مسافتی در حدود 0 دقیقه بتدریج تنگه وگذرگاه بقدری تنگ می شود که تنها یک نفر می تواند از ان عبور کند همچنین ارتفاع صخره های دو طرف ان نیز بیشتر می شود پس از عبور از این تنگه در سمت چپ دره بر روی سطح دیواره صخره ای بزرگ نمایان می شود که نقوش پنچه های دست انسان ( حداقل 10 نقش ) که با ضربات چکشی سنگی بر روی سطح صخره ایجاد شده بود ند دیده می شود در این دره تاریک وبدون آفتاب با دیوارهای بلند وهم انگیز دیدن این نقوش دست هیچ چیز دیگر بجز علامت حضور بشر را یاد آور نمی شود اینگونه نقوش به همین مضوم برای اولین بار توسط شکارگران ونگارگران عصر پیش از تاریخ از حدود 20 هزار سال پیش بر دیواره غارها وپناهگاههای سنگی وصخره ها نقش شده است وبه نوعی تا حال حاضر تداوم این سنت را می توانیم به اشکال گوناگون در نقاط مختلف نظاره گر باشیم .
در پیچ وخم دره دار ساوات در حدود 70 متری نقوش اولی پنجه های دست انسان نقش دو انسان که کاملا جدید بود نقش شده بودند که این نقوش نیز تقلیدی بسیار جدید از نقوش اولیه می باشد وشخصی در حال تیراندازی با کمان ونقش بعدی نشان دهنده انسانی است که چیزی ( شبیه به مشک آب و...) را بر روی شانه گذاشته ودست دیگر را به کمر زده است یکی از نقوش مبهم بود هر چند که می بایست این نقش همزمان با نقوش پنجه های دست ایجاد شده باشد از جمله نقوش دیگری که در ادامه مسیر در دره مذکور مشاهده می شود نقش نی نواز می باشد.
در ادامه مسیر در داخل دره بعد از نقش نی زن به آبشار کوچکی می رسیم آب جاری در این دره از ارتفاع حدود 2 متری به داخل حوضچه طبیعی کوچکی می ریزد ودر کنار این آبشار نقش دو انسان دیده می شود که این دو نفر در حالی که با فاصله از یکدیگر ایستاده اند پشت به هم کرده وهر کدام نیز یک دست را به پهلو گرفته ودست دیگر را طرف جلو نگه داشته اند که یکی از این دو نفر برهنه ترسیم شده است . هر چند که مفهوم این نقش کاملا مشخص نمی باشد ولی این نقوش از جمله نقوش بسیار جدید محسوب می شود در ادامه مسیر در سر پیچ دره بر روی سنگی در ارتفاع حدود 2 متری نقش یک انسان برهنه با سری عجیب ومثلثی شکل دیده می شود که دستها را کاملا در امتداد شانه ها باز کرده است در فاصله کمی از این تصویر ، نقش دیگری توجه ره به خود جلب می کند وآن نقش یک شتر نر ( لوک ) می باشد که قسمت پائین گردن وگلوی خود را کاملا باز کرده وکوهانی نیز در پشت دارد این نقش ( شتر نر – لوک ) ونقش انسان برهنه با سر مثلثی شکل را یک نفر ودریک زمان ایجاد نموده واز نقوش متاخر محسوب می گردد.
در ادامه همین مسیر به نوعی با تداوم سنت شکار مواجه شدیم وآن گودالی کوچک بود که صیادی در کف خشک دره با دست کنده بود که در این گودال کوچک بتدریج آن جمع شده بوده وپرندگان تشنه همانند حیوانات وحشی در عصر پیش از تاریخ در این محل جمع می شدند که در این حسین نیز صیادی که خود را در زیر پناهگاهی که از شاخ وبرگ درختان مخفی کرده بود دام گسترانیده وآماده صید آنان بود که هنوز نیز تداوم این سنت شکار وشکارچی در کنار آبشخور وچراگاه طبیعی در یک مقیاس کوچکتر در این صحنه قابل مشاهده بود.
درو نزگ یکی دیگر از دره های رشته کوههای سیاهان می باشد که در فاصله حدود 15 کیلومتری شمال شهر سراوان و 3 کیلومتری شرق آبادی مکی در آبادی کوچکی به همین نام واقع شده است طول این دره حدود 3 کیلومتر است که حدود2 کیلومتر آن کاملا ماشین رو می باشد در طول همین دره اولین نقشی که دیده شد نقش یک حیوان درنده با گوشهای کوتاه وپوزه ودمی بلند بود که احتمالا می بایست نقش حیوانی همچون سگ یا گرگ باشد بر روی تخته سنگ دیگری نقشی شبیه به بادام زمینی یا کدو تنبل دیده شد که در اصل این نقش جز همان نقش اثر پا با کفش می باشد که قسمت پنجه وپاشنه پا پهن وگرد وقسمت میلنی آن نازک تر نقش شده است.
از جمله نقوش دیگری که به صورت منفرد وپراکنده در طول دره مشاهده شد می توان به نقوش بز کوهی در طرح های شماره 7و8 ونقوش انسانی همچون طرح شماره 9 اشاره کرد که انسانی را با سری گرد ودستهای باز انحنا دار که به داخل برگشته با دو پای عمود دیده می شود اما در صخره ای دیگر در فاصله 70 متری آن نقش انسان دیگری دیده می شود که کاملا شبیه نقش انسان در طرح شماره 10 کوه مهرگان می باشد که سر را برگردانیده ودستها وپاها کاملا کشیده وعمود نیستند بلکه از قسمت آرنج دست وزانوی پا دارای زاویه 90 درجه می باشند.
در یک صخره دیگر نقشی از شکار وشکارچی حک شده است طرح شماره 11 صحنه یک نفر را در حالی که بر پشت اسبی نشسته با تیرز و کمان وحیوانی ( احتمالا بز ) را هدف گرفته است نشان می دهد بنظر می رسیپد ترسیم ونقش نمودن زمخت وخشن نقش بز را به شکل حیوانی همچون گوزن نشان داده است در یک صحنه نقش یک بز ودر صحنه دیگر نقش یک انسان سوار بر پشت یک اسب دیده می شود.
بر روی صخره ای به ارتفاع حدود 6 متر نقوش محوی دیده شد که از این میان تنها نقش یه بز قابل تشخیص بوده که نقش دو بز با شخهایی فوق العاده بلند واغراق آمیز نقش شده بود ( طرح شماره 7و8) بصورتی که تنها چیزی که از آنها از آن فاصله دیده می شد دو جفت شاخ موازی کمانی شکل بود این نقوش از جمله نقوش دارای اصالت محسوب می شوند یکی از نقوش جالب توجه ای که در این شکل مبهم بصورت دو یا سه خط موازی ویک دایره بزرگ وعلامت بعلاوه ویک دایره کوچک توپر ( نقطه ) بود که امکان دارد یک سری علائم برای رسانیدن پیام خاصی باشد هر چند که در اصالت آنها تردید بسیار است.
یکی دیگر از دره های کوههای سیاهان در 11 کیلومتری شمال شهر سراوان واقع شده مکی می باشد در این محل نیز حدودا چند خانوار ( 6 خانوار ) کوچ نشین اسکان یافته اند.
بعد از حدود 7 دقیقه راهپیمایی در پیچ وخم دره اولین نقش در سمت راست دیواره صخره ای کوه وتقریبا نزدیک به کف دره در ارتفاع حدود 20 سانتی متری ظاهر می شود در طرح شماره 12 که از جمله صحنه های جالب توجه محسوب می شود دو انسان شکارچی در حال شکار یک بز کوهی نقش شده است نفر سمت راست تصویر که غیر مسلح می باشد در فاصله ای دور ایستاده ودر حال رم ( فارر ) دادن حیوان بسوی شکارچی دیدگر است شکارچی دیگر نیز که برهنه وتماما مسلح می باشد با خونسردی تمام ایستاد وحیوان را که از جلوی او در حال فرار است با تیر وکمان هدف گرفته است در این صحنه شکارچی مسلح علاوه برتیر وکمان بنظر می رسد سلاحی با سر انحنا دار به کمر بسته است که احتمال دارد گرز یا چماق وی باشد از سوی دیگر در نقش انسان شکارچی آلت تناسلی که نشان از قدرت جنس نر وبرتری اوست وبه وضوح نقش دوم در حدود 5 دقیقه راهپیمایی در سمت چپ دره مشاهده شد یک نقش عجیب ونامفهوم درختی شکل ( کگه در قسمت پائین همانند تنه درخت دارای ساقه استوانه ای ودر قسمت فوقانی کاملا کروی ومدور بود که از این شکل نامفهوم که دو تا از انها به همراه یک نقش بیضی شکل کشیده ( همانند اثر پا ) مشاهده شد.
زمانی که از این شکل درختی در فاصله ای نسبتا دو از نقش اول ، دو نقش دیگر به همراه نقشی حیوانی نظیر بز بدست امده احتمال اینکه این نقش ، تصویر درخت باشد را زیادتر می کند که یادآور درختانی همچون بادام کوهی وبنه در منطقه می باشد هر چند که این نقش نیز همانند سایر نقوش مطالعات ( تطبیق ) بیشتری را طلب می کند از جمله نقوش دیگری در طی مسیر در این دره دیده شد نقوش انسانی ونقش حیوانی همچون بزهای کوهی بود.
یکی دیگر از دره های کوههای سیاهان در 11 کیلومتری شمال شهر سراوان واقع شده مکی می باشد در این محل نیز حدودا چند خانوار ( 6 خانوار ) کوچ نشین اسکان یافته اند.
بعد از حدود 7 دقیقه راهپیمایی در پیچ وخم دره اولین نقش در سمت راست دیواره صخره ای کوه وتقریبا نزدیک به کف دره در ارتفاع حدود 20 سانتی متری ظاهر می شود در طرح شماره 12 که از جمله صحنه های جالب توجه محسوب می شود دو انسان شکارچی در حال شکار یک بز کوهی نقش شده است نفر سمت راست تصویر که غیر مسلح می باشد در فاصله ای دور ایستاده ودر حال رم ( فارر ) دادن حیوان بسوی شکارچی دیدگر است شکارچی دیگر نیز که برهنه وتماما مسلح می باشد با خونسردی تمام ایستاد وحیوان را که از جلوی او در حال فرار است با تیر وکمان هدف گرفته است در این صحنه شکارچی مسلح علاوه برتیر وکمان بنظر می رسد سلاحی با سر انحنا دار به کمر بسته است که احتمال دارد گرز یا چماق وی باشد از سوی دیگر در نقش انسان شکارچی آلت تناسلی که نشان از قدرت جنس نر وبرتری اوست وبه وضوح نقش دوم در حدود 5 دقیقه راهپیمایی در سمت چپ دره مشاهده شد یک نقش عجیب ونامفهوم درختی شکل ( کگه در قسمت پائین همانند تنه درخت دارای ساقه استوانه ای ودر قسمت فوقانی کاملا کروی ومدور بود که از این شکل نامفهوم که دو تا از انها به همراه یک نقش بیضی شکل کشیده ( همانند اثر پا ) مشاهده شد.
زمانی که از این شکل درختی در فاصله ای نسبتا دو از نقش اول ، دو نقش دیگر به همراه نقشی حیوانی نظیر بز بدست امده احتمال اینکه این نقش ، تصویر درخت باشد را زیادتر می کند که یادآور درختانی همچون بادام کوهی وبنه در منطقه می باشد هر چند که این نقش نیز همانند سایر نقوش مطالعات ( تطبیق ) بیشتری را طلب می کند از جمله نقوش دیگری در طی مسیر در این دره دیده شد نقوش انسانی ونقش حیوانی همچون بزهای کوهی بود.سنگ نگاره های دره کندیک : (Kandig)
سنگ نگاره دره شیر وپلنگان : ( Palangan-o-Sir)
سنگ نگاره دره دار ساوات : ( darsavat)
سنگ نگاره های دره در ونزگ : (deronezg)
سنگ نگاره های دره مکی : (Mokki)
سنگ نگاره های سراوان
كوه دان چوپی یا كوه الله اكبر
(kuh - e - dan coopi)
در حومه شرقی ترین قسمت شرق سراوان دو ناهمواری و ارتفاع مهم طبیعی به صورت دو كوه منفرد كم ارتفاع به نامهای دان چوپی و كوه مهرگان وجود دارد، در این میان كوه دان چوپی ، كوه كوچك و كم ارتفاعی است كه در انتهای شرقی خیابان امام خمینی (ره) واقع شده كه از به نام "كوه الله اكبر" نیز یاد می كنند. برفراز این كوه یكی از منابع ذخیره آب شهر قرار گرفته است، از این جهت این كوه را دان چوپی می نامند كه حفره هایی در بعضی از قسمتهای آن قرار دارد و مردم بر این باورند كه در این حفره ها (كه به آنها كورخ نیز میگویند) دانه های غلات را ریخته و آنگاه آن را با کوبه های چوبی می کوبیدند و آرد می نمودند.
"دان" در گویش بلوچی به معنای دانه (گندم) و "چوپی" از واژه چوپیدن به معنای کوبیدن می باشدو این کوه را بدین جهت به نام کوه دانه کوبی نامیده اند.
کوه مهرگان :
مختصات :
طول شمالی : 27 درجه و21 دقیقه و8 ثانیه
عرض شرقی : 62 درجه و20 دقیقه و47 ثانیه
این کوه بازالتی با ارتفاعی نزدیک به 40 متر در فاصله حدود 400 متری حومه شرقی شهر سراوان ودر حد فاصل دو جاده آسفالته سراوان به روستای دزک وهمچنین جاده آسفالته دیگر سراوان به آسپیچ محمدی وکوهک ودر موازات آن قرار گرفته است در حال حاضر جاده ای خاکی در جبهه جنوبی کوه امکان رسیدن وسایل نقلیه را به بالای کوه می دهد کوههای کم ارتفاع مهرگان ودن چوبی در نزدیکترین فاصله به حومه شرقی شهر واقع شده اند .به جهت دارا بودن ارتفاع مناسب ونزدیکی به شهر بر روی کوه مهرگان نیز دو مخزن ذخیره آب یکی به شکل مدور ودیگری به شکل مربع قرار داده اند .
مردم محلی : از این کوه بنام کوه مهرگان یاد می کنند هر چند که برخی نیزاین کوه را بنام اصلی واولیه آن بنام کوه مهرگان می شناسند بر فراز این کوه وبر روی سطح صخره های آن نقوش متنوعی نقش شده بود که متاسفانه در حال حاضر تنها بخشی اندک از آنها باقی مانده است .
سنگهای این کوه بازالتی شدیدا فرسایش یافته وهمچون فلس های ماهی متورق شده که همین امر سبب جدا شدن سطح اولیه سنگ که غالبا دارای نقوش بوده شده است از سوی دیگر فعالیتهای فیزیکی که در راس کوه به منظور تسطیح واحداث و نصب مخازن اب شهر صورت گرفته صدمات شدیدی را به نقوش وسنگ نگاره های آن وارد آورده است بطوریکه اکثر سالمندان ساکن در همجوار ان از تعداد فراوان وتنوع این نقوش از بین رفته یاد می کنند .
با این حال نقوش باقی مانده بر فراز مرتفع ترین قسمتهای کوه مهرگان نشان دهنده انسانهایی است که سوار بر اسب با سلاحی که در دست دارند در حال شکار حیواناتی همانند بز می باشند و با نقوش نمادین ونقوش پنجه دست ویا پای انسان با کفش ( پاپوش ) ویا نقش پنجه پای جیوان وغیره دیده می شود هر چند که در حال حاضر مقدار سطوح صاف وهموار که مناسب برای ایجاد ، نقوش باشند بسیار معدودند اما بر روی اکثر سطوح نسبتا صاف وصیقلی باقی مانده بقایای این نقوش دیده می شود اگر چه برخی مردم این کوه را بنام کوه مهرگان می شناسند ولی با توجه به تعداد متعدد تپه ها وآثار دوران تاریخی در بخش حومه و مرکزی شهر این نام در اصل کوه مهرگان بوده که احتمالا در پای این کوه یا بر فراز آن در ایران باستان مردم دارای کیش ومذهب زردتشتی مزدسینا آئین های باستانی همچون جشن مهرگان را که یکی از مهمترین جشن های آنان بشمار می رفت انجام می دادند .
یکی اثر بسیار مهم که بنظر می رسد اطلاعات بسیار خوبی متعلق به دوران تاریخی ( خصوصا پارت وساسانی ) از این محل بدهد همانا تپه مهرگان در پای کوه است .
تپه مهرگان :
مختصات :
طول شمالی : 27 درجه و21 دقیقه و5 ثانیه
عرض شرقی : 62 درجه و20 دقیقه و49 ثانیه
تپه مهرگان تپه ای است تقریبا مدور (45 ×52 ) به قطر تقریبی 50 متر که گرداگرد این تپه را خندقی به عرض 7 متر فرا گرفته است حداکثر ارتفاع تپه حدود 3 متر از اراضی اطراف می باشد واین تپه در فاصله حدود 150 متری دامنه جنوب شرقی کوه مهرگان واقع شده است .
در بررسی سطحی از تپه تعداد اندگی سفال بدست آمد که اکثرا از نوع سفالهای دوران اشکانی ویا ساسانی بود در میان سفالهایی با بدنه ومقطع مواج (شیاردار ) ویک سفال آبی فیروزه ای بدست آمده که تا حدی شبیه به سفالهای لعابدار فیروزه ای دوره پارت می باشد هر چند که تعداد قطعات اندک وفرم آنها دقیقا قابل تشخیص نبود ولی علاوه بر سفالهای فوق سفال نخودی خشن وزمخت با ماده چسبانده شن ( یا شن درشت ) که معمولا آثار سوختگی بر روی جداره آنها مشهود بود ظروف نوه آپزخانه ای نیز دیده می شود پیرامون این تپهه خندقی وجود دارد که معمولا انها را می توان در پیرامون شهرها یا آثار معماری دوره پارتی دید .
یکی از منابع بسیار مهمی که می تواند در روشن نمودن بخشهایی از زوایای تاریک گذشته بشری به کمک پژوهشگران آید نقوش ایجاد شده بر روی سطوح سنگها ویا صخره ها می باشد .
انسان در اعصار گذشته خصوصا در دوران پبش از تاریخ برای انتقال پیام ها ومفاهیم ذهنی خود اقدام به ترسیم یا ایجاد نقوش یا علائم خاصی بر روس سطوح مختلف قابل دسترسی خود نموده است برای مثال سفالگر پیش از تاریخ این گونه پیام ها را بصورت توصیفات اشکالی ( حیوانی – انسانی – گیاهی یا حتی هندسی ) با ترسیم نقوش بر روی سطوح ظروف سفالین به نمایش گذاشته است که برای بازسازی وروشن شدن گوشه هایی از زندگی گذشته بشر در آن عصر بسایر مدارک مستند وقابل اطمینان محسوب می گردند معمولا سفالگران دوران پیش از تاریخ را غالبا زنان تشکیل می دادند چرا که مردان همواره برای شکار وبدست آوردن غذا در خارج از خانه ها بسر می بردند دسته ای دیگر از این گونه مدارک قابل توجه نقاشی ها نقوش ترسیم شده با ماده رنگی می باشند .
سنگ نگاره ها خود ممکن است به دو شکل عمده نقوش مثبت نقش برجسته یا نقوش منفی نقش کنده نگارکند باشند که عموما نقوش کنده به شیوه های گوناگون ایجاد می شدند ایجاد نقوش به صورت ضربات چکشی – خراش یا حک نمودن و...) این نقوش کنده که در اینجا از آنها بنام نگار کند یاد می کنم نقوشی هستند که غالبا توسط مردان شکارگر یا مردان گله دار چوپانان به دلایل ومقاصد گوناگون ترسیم یا ایجاد شده اند وبه فراخور زمان وشرایط ایجادی خود برای محققین ارزشمند ودر خور توجه می باشند .
متاسفانه گروهی غیر منصفانه تمامی اینگونه نقوش را نقوش چوپانی نامید وبی ارزش تلقی کرده اند واز آنها بدون هیچ گونه تعمقی سرسری می گذرند ومعتقدند که این نقوش نقوشی هستند بی ارزش که چوپانان در سالهای اخیر در وقت استراحت وچرای دامها از روی تفنن وبرای گذر زمان ترسیم نموده اند .
اگر چه ممکن است بسیاری از این گونه نقوش در سالهای اخیر وتوسط این گونه افراد وچوپانان ترسیم شده یا تقلیدی از نقوش اولیه بوده واز جنبه مطالعاتی کم ارزش تلقی شوند ولی در واقع تعمیم تمامی سنگ نگاره ها ونگارکنده ها به اینگونه نقوش چوپانی صحیح نمی باشد چرا که تمامی نقوش در یک مقطع زمانی ایجاد نشده بلکه رسم آنها در واقع تداوم سنت نگارگری دوره شکار می باشد وبه همان نسبتی که نقوش ایجاد شده توسط هنرمندان سفالگر بر روی سفال یا هنرمندان فلزگر بر روی فلز در تحقیقات وپژوهشهای باستان شناسی و... مدارکی مستحکم ومهم تلقی می شوند می بایست بدین گونه مدارک ارزشمند توجه بیشتری معطوف نمود چرا که حکاک یا نگارگر آنها صرف نظر از زمان یا دوره ایجادی ( پیش از تاریخ یا تاریخی ) قصد رسانیدن پیامی را داشته است اگر چه در بعضی از مواقع در زمانهای اخیر نیز شاهد این تقلیدیم که خود ریشه در فطرت وگرایشان روحی وروانی انسان در چندین هزار سال قبل دارد که باز هم قابل تفحص ومطالعه است وقابل اغماض وچشم پوشی نمی باشد وهر کدام به نسبت موضوعات نقوش وتقدم وتاخر زمان ایجادی انها اهمیت خود را دارا می باشند.
یک تعمیم غلط :
سنگ نگاره های سراوان

فراخوان مقاله با موضوع استان شناسی
1- موضوع مقاله : استان شناسی با توجه به محورهای پیشنهادی زیر
- جایگاه تاریخ و جغرافیا ی تاریخی سیستان و بلوچستان
- سرزمین تاریخ و جغرافیای تاریخی سیستان و بلوچستان
- یافته های آثار و بناهای تاریخی سیستان و بلوچستان
- رجال و مشاهیر سیستان و بلوچستان
- سیستان در عصر صفاریان ( یعقوب لیث )
- خاندان ها و فرمانروایان حکومتی سیستان و بلوچستان
- فرهنگ و تمدن سیستان و بلوچستان قبل و بعد از اسلام
- سیستان و بلوچستان در عصر صفویه ، افشاریه و زندیه
- سیستان و بلوچستان در عصر قاجار و مشروطیت
- تاریخ و تاریخ نگاری در سیستان و بلوچستان
- و یا عناوین و موضوعات مستقل پژوهشی مرتبط با تاریخ سیستان و بلوچستان
2-شرایط شرکت کنندگان : کلیه همکاران شاغل به تدریس درس تاریخ
3- ارسال مقالات حداکثر تا تاریخ 1/11/90
4- شرایط 20 صفحه تایپ شده در قالب لوح فشرده در محیط word و قلم Bnazanin سایز14 به همراه یک نسخه چاپ شده با رعایت کامل ارجاع علمی و فهرست منابع ارسال گردد.
دبیرخانه راهبری درس تاریخ مستقر در شهرستان سراوان
آدرس دبیرخانه : خیابان امام خمینی ساختمان جدید کارشناسی تکنولوژی و گروههای آموزشی
تصاویری از قلعه تاریخی سیب


اطلاعات تاریخی و باستانی سراوان
اطلاعات تاریخی و باستانی سراوان
سَراوان از شهرهای استان سیستان و بلوچستان است.
محل کنونی شهر سراوان تا پیش از سال ۱۳۰۵ خورشیدی روستایی بوده به نام شستون.
در محلی به نام داورپناه در سراوان، کوهی به نام مهرگان وجود دارد که پیش از اسلام محل انجام مراسم نیایش به اهورامزدا بوده است.
قدیمیترین مسجد مکران در این شهر ساخته شده است.
تاقبل ازدوران قاجاریه درهیچ یك ازمتون وروایات تاریخی نامی از سراوان دیده نمی شود.بلكه ازاین محل بنام ((شستون)) و ((شستان)) و در برخی ازمتون و اسناد بنام ((سرابستان)) و ((سرستون)) نیز یادشده است. بخشان وسرجو نیز از بخشهای مهم واصلی سراوان اولیه یا شستون بوده كه از میان بخشان بخاطر دارا بودن قلعه دوره اسلامی وتپهای پیش از تاریخ وتپه دوران تاریخی از اهمیت فراوانی در تاریخ سراوان برخورداراست.
شهرستان سراوان از سه بخش عمده اصلی ((شستون)) و ((بخشان)) و دیگری ((دزك)) تشكیل شده بود. ((شستون)) همانطور كه ذكر ان رفت درمركز شهر فعلی سراوان و((بخشان))در ابتدای جاده ورودی غربی شهر دزك در حدود 3 كیلومتری شرق شهر سراوان و در حومه آن قرار گرفته است.
دراین میان ((دزك)) كهن ترین نامی است كه در متون مورخین و جغرافیدانان فارسی و عرب قرون نخستین اسلامی خصوصا از سده چهارم و پنجم هجری به بعد دیده میشود و نام دزك و جالق (جالگ) به عنوان مهم ترین آبادی های بلوچستان این زمان در كنار اسامی اماكنی همچون بمپور (بربور یا بنبور) و فهرج (بهره یا فهل فهره) ایرانشهر كنونی وتیز یا خواش یا خواص... آورده شده است. از قرون اولیه اسلامی به بعد دزك از مهمترین مراكز سكونی سراوان فعلی بشمار میرفته ولی در حال حاضر دزك نام روستایی است زیبا و آباد در3 كیلومتری شرق سراوان فعلی كه از زمان كشته شدن سرهنگ باقر داور پناه در سال 1307 در نبرد قلعه دزك بدان روستای ((داور پناه)) نیز اطلاع شده است. ولی نام دزك در حال حاضر نیز میان سالمندان بلوچ وخصوخصا ساكنان شرقی ونواحی مرزی شهرستان سراوان وحتی در ان سوی مرز وكشور پاكستان تمامی شهر كنونی سراوان را بنام دزك میشناسند دراین روستا درحال حاضر ((قلعه بزرگ دوره اسلامی )) و ((مسجد جامع)) كهنی وجود دارد . دزك نه تنها در دوران اسلامی بلكه از دوران پیش از تاریخ نیز از جمله مهمترین سكونتگاهها و مراكز استقراری ساكنان اولیه این ناحیه در هزاره دوم وسوم قبل از میلاد بوده است .در حد فاصل كوه مهرگان وروستای فعلی دزك كه حدود چهار كیلومتر طول دارد ودرشرق شهر سراوان قرار دارد قسمتی از اراضی دزّك قدیم است. كه آثار ارزشمندی از تاریخ گذشته این ناحیه را در خود نهفته است.
پیام خوش آمد گویی
باسلام:
به وبلاگ دبیرخانه راهبری درس تاریخ مستقر در شهرستان سراوان خوش آمدید.

